واژهٔ تولیدشده

دورۀ بی‌پاسخی

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی refractory period 1
واژهٔ فارسی دورۀ بی‌پاسخی

دورۀ بی‌پاسخی معادل فارسی «refractory period 1» است.

تعریف و معنی

بخشی از مرحلۀ فرونشینی یا مدت‌زمانی پس از آن که در طی آن مرد یا زن قادر به تجربۀ مجدد اوج‌کامش نیست

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها