واژهٔ تولیدشده
دورۀ بیپاسخی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
refractory period 1
واژهٔ فارسی
دورۀ بیپاسخی
دورۀ بیپاسخی معادل فارسی «refractory period 1» است.
تعریف و معنی
بخشی از مرحلۀ فرونشینی یا مدتزمانی پس از آن که در طی آن مرد یا زن قادر به تجربۀ مجدد اوجکامش نیست
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.