واژهٔ تولیدشده
خاک بازمانده
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
relict soil
واژهٔ فارسی
خاک بازمانده
خاک بازمانده معادل فارسی «relict soil» است.
تعریف و معنی
خاک تشکیلشده بر روی یک چشمانداز قدیمی که با رسوبات جوانتر پوشیده نشده است
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.