واژهٔ تولیدشده
فروکشکننده
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
remittent
واژهٔ فارسی
فروکشکننده
فروکشکننده معادل فارسی «remittent» است.
تعریف و معنی
ویژگی بیماری یا علامتی که کاهش مییابد یا از بین میرود
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.