واژهٔ تولیدشده

سفیر مقیم

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی resident ambassador, ambassador leger, ordinary ambassador, ambassador ordinary
واژهٔ فارسی سفیر مقیم

سفیر مقیم معادل فارسی «resident ambassador, ambassador leger, ordinary ambassador, ambassador ordinary» است.

تعریف و معنی

رئیس هیئت دیپلماتی مقیم در کشور پذیرنده

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها