واژهٔ تولیدشده
نگهدارنده 1
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
retainer
واژهٔ فارسی
نگهدارنده 1
نگهدارنده 1 معادل فارسی «retainer» است.
تعریف و معنی
1. بخشی از یک پُل که پُلدیس را به دندان متصل میکند
2. قلاب یا چفت یا وسیلۀ دیگری که باعث ثبات و پایداری دندانواره میشود
3. هریک از دستگاههای (appliances) ثابت یا متحرک که پس از اتمام درمانهای دندانآرایی (orthodontic) از آن برای تثبیت وضعیت دندانها و جلوگیری از برگشت آنها به حالت اول استفاده میشود
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.