واژهٔ تولیدشده

پوسیدگی 3

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی rotting, decomposition 1
واژهٔ فارسی پوسیدگی 3

پوسیدگی 3 معادل فارسی «rotting, decomposition 1» است.

تعریف و معنی

فرایندی طبیعی که در آن بافت‌های گیاهی یا جانوری براثر فعالیت میکربی تجزیه یا پوسیده می‌شوند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها