واژهٔ تولیدشده

یخ برنهشته

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی superimposed ice
واژهٔ فارسی یخ برنهشته

یخ برنهشته معادل فارسی «superimposed ice» است.

تعریف و معنی

یخ نشسته بر روی یخسار که در نتیجۀ انجماد برف ذوب‌شده بعد از بارش برف تشکیل شده است

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها