واژهٔ تولیدشده

مدت ‌گذار

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی transition time
واژهٔ فارسی مدت ‌گذار

مدت ‌گذار معادل فارسی «transition time» است.

تعریف و معنی

مدت‌زمان لازم برای قطبی ‌شدن الکترود کار در طی پتانسیل‌سنجی زمان‌دار

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها