واژهٔ تولیدشده

مهرهدار

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی vertebratus
واژهٔ فارسی مهرهدار

مهرهدار معادل فارسی «vertebratus» است.

تعریف و معنی

ابری که ترتیب اجزای آن تجسمی از مهرهها یا دندهها یا استخوانبندی ماهی است؛ این اصطلاح عمدتاً همراه با ابر پرسا میآید

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها