واژهٔ تولیدشده
باستانبانی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
watching brief
واژهٔ فارسی
باستانبانی
باستانبانی معادل فارسی «watching brief» است.
تعریف و معنی
حفظ و نگاهداشت بقایای باستانی با همکاری باستانشناسان در هنگام طراحی و اجرای برنامههای توسعه و عمران
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.