واژهٔ تولیدشده

نقص فرنکل

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی Frenkel defect
واژهٔ فارسی نقص فرنکل

نقص فرنکل معادل فارسی «Frenkel defect» است.

تعریف و معنی

نوعی بی‌نظمی در شبکۀ بلور که با جابه‌جایی یک اتم از جایگاه اصلی‌اش در شبکه به مکانی خالی به ‌‌وجود می‌آید
متـ . زوج فرنکل Frenkel pair

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها