واژهٔ تولیدشده

پیچیدگی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی complexity
واژهٔ فارسی پیچیدگی

پیچیدگی معادل فارسی «complexity» است.

تعریف و معنی

[آینده‌پژوهی] وضعیتی ناشی از برهم‌کنش اجزای پرشماری که به‌دلیل غیرخطی بودن بازخوردهای چرخه‌ای ذاتی، سبب دشواری‌هایی در تحلیل‌های خطی یا تقلیل‌گرا می‌شود
[باستان‌شناسی] وضعیت جامعه‌ای متشکل از واحدهای اجتماعی پرشمار که بین آنها انسجام بیشتری وجود دارد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها