واژهٔ تولیدشده

تار 3

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی warp 4, chain 1
واژهٔ فارسی تار 3

تار 3 معادل فارسی «warp 4, chain 1» است.

تعریف و معنی

نخـی که درجهت طـول پارچـه‌هـای تاری ـ پودی قرار می‌گیرد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها