واژهٔ تولیدشده

حل‌شده

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی solute
واژهٔ فارسی حل‌شده

حل‌شده معادل فارسی «solute» است.

تعریف و معنی

ماده‌ای که در یک حلاّل حل شود و تشکیل محلول دهد
متـ . حل‌شونده

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها