واژهٔ تولیدشده
خارج صحنه
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
off-stage
واژهٔ فارسی
خارج صحنه
خارج صحنه معادل فارسی «off-stage» است.
تعریف و معنی
1. فضای نمایشی خارج از دید تماشاگر 2. فضای خارج از صحنۀ فیلمبرداری
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.