واژهٔ تولیدشده

زیرساخت

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی infrastructure
واژهٔ فارسی زیرساخت

زیرساخت معادل فارسی «infrastructure» است.

تعریف و معنی

[حملونقل درون‌شهری-جاده‌ای] تمام اجزای ثابت سامانههای حملونقل مانند حریم راه، خطوط مسیر، تجهیزات علامتدهی، ایستگاه‌ها، محوطههای پیاده ـ سوار، ایستگاه‌های اتوبوس و امکانات نگهداری
[رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی، مهندسی مخابرات] مجموعۀ عناصر پایهای برای انجام یک فعالیت یا ایجاد یک سامانه

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها