واژهٔ تولیدشده

بی‌نظمی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی disorder 2
واژهٔ فارسی بی‌نظمی

بی‌نظمی معادل فارسی «disorder 2» است.

تعریف و معنی

[شیمی] انحراف از ساختار منظم در اشغال مواضع شبکه در بلوری که بیشتر از یک عنصر دارد
[فیزیک] هرگونه انحراف از آرایش منظم اجزای سازندۀ خانک واحد در بلور

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها