واژهٔ تولیدشده

شکننده

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی brittle
واژهٔ فارسی شکننده

شکننده معادل فارسی «brittle» است.

تعریف و معنی

[ژئوفیزیک] ویژگی مادهای که بدون تغییر شکلِ مومسان بشکند
[علوم و فنّاوری غذا] ویژگی مادۀ غذایی‌ای که براثر فشار به‌آسانی می‌شکند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها