واژهٔ تولیدشده

نظریۀ انتقادی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی critical theory
واژهٔ فارسی نظریۀ انتقادی

نظریۀ انتقادی معادل فارسی «critical theory» است.

تعریف و معنی

[آینده‌پژوهی] دیدگاهی که می‌کوشد با تلفیق دو جریان فکری اثبات‌گرا و تعبیری با گذر از این دوگانگی در بافتار، ادراکی گسترده در مسیر مشارکت کنشگران در تکامل اجتماعی پدید آورد
[جامعه‌شناسی] نظریه‌ای غالب در مکتب فرانکفورت که نگاهی انتقادآمیز به استفادۀ ابزاری از علم و فلسفه دارد و پیشرفت‌های علمی را وسیله‌ای برای رهایی انسان می‌داند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها