واژهٔ تولیدشده
بینظمی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
disorder 2
واژهٔ فارسی
بینظمی
بینظمی معادل فارسی «disorder 2» است.
تعریف و معنی
[شیمی] انحراف از ساختار منظم در اشغال مواضع شبکه در بلوری که بیشتر از یک عنصر دارد
[فیزیک] هرگونه انحراف از آرایش منظم اجزای سازندۀ خانک واحد در بلور
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.