واژهٔ تولیدشده

تعادل

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی equilibrium
واژهٔ فارسی تعادل

تعادل معادل فارسی «equilibrium» است.

تعریف و معنی

[روانشناسی] حالت توازن و ثبات فیزیکی یا ذهنی در وضع بدن یا فرایندهای کاراندام‌شناختی یا انطباق روان‌شناختی
[فیزیک] وضعیتی که در آن برایند نیروهای وارد بر هر ذره یا ذرههای تشکیلدهندۀ سامانه صفر باشد، که در این صورت سامانه یا ساکن است یا حرکت یکنواخت دارد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها