واژهٔ تولیدشده
اثر انگشت
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
fingerprint
واژهٔ فارسی
اثر انگشت
اثر انگشت معادل فارسی «fingerprint» است.
تعریف و معنی
[شیمی] شاهدی برای وجود یا هویت مادهای که به روش طیفنمایی به دست میآید
[علوم نظامی] خطوط و شیارهای خاص انگشتان دست یا پا که در هنگام لمس کردن اشیا روی آنها باقی میماند و در افراد تفاوت دارد
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.