واژهٔ تولیدشده

خودسازمان‌دهی

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی self-organization
واژهٔ فارسی خودسازمان‌دهی

خودسازمان‌دهی معادل فارسی «self-organization» است.

تعریف و معنی

[آینده‌پژوهی] شکل‌گیری خودبه‌خودی ساختار و الگوی رفتاری یک سامانه بی‌آنکه عامل بیرونی در آن دخالت مستقیم داشته باشد
[شیمی، مهندسی بسپار]سازمان‌دهی خودبه‌خودی که براثر رسیدن برخی پارامترها به حدود معین در یک سامانه پدید می‌آید

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها