واژهٔ تولیدشده

تَرَک‌خوردگی

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی cracking 1
واژهٔ فارسی تَرَک‌خوردگی

تَرَک‌خوردگی معادل فارسی «cracking 1» است.

تعریف و معنی

[خوردگی] 1. شکسته شدن فلز در حالت تردی 2. شکسته شدن پوشش که تا زیرآیند (substrate) گسترش می‌یابد
[حملونقل درون‌شهری] به وجود آمدن تَرَک در سطح روکش راه براثر حرکت وسایل نقلیه یا فشارهای محیط یا نامرغوبی مصالح
[زمینشناسی، ژئوفیزیک] وجود ترک در یک سنگ یا کانی

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها