واژهٔ تولیدشده

دارو

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی drug 1, medicine 1, medication 2
واژهٔ فارسی دارو

دارو معادل فارسی «drug 1, medicine 1, medication 2» است.

تعریف و معنی

ماده‌ای غیرغذایی که از آن برای آزمایش و تشخیص و درمان استفاده می‌شود
* مصوب فرهنگستان اول

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها